www.irLearn.com

معراج نور

معراج نور


   1   2      >

ساعت 12:56 صبح جمعه 16/1/1387

من نسکافه نمی‌خورم


  نسکافه داغ است  


  داغ‌تر از آن تکه سربی که نشست توی سینه‌ی محمد 


       وقتی نشسته بود


         در آغوش پدرش


          من نسکافه نمی‌خورم! 


         نسکافه تلخ است


           تلخ‌تر از آن روزی که پدر زینب را گرفتند


          و کشان‌کشان انداختند


            توی آن ماشین آهنی 


           که حتی پنجره هم نداشت


           من نسکافه نمی‌خورم!


            نسکافه سیاه است


              سیاه‌تر از آن شبی که هانیه و مادربزرگش را


              از خانه بیرون انداختند


                  و یک غول آهنی روی سقف خانه‌شان راه رفت


                    من نسکافه نمی‌خورم!


                    من افتخار می‌کنم که نسکافه نمی‌خورم 


                    بگذار همان چهار جوان اسراییلی 


                     بنشینند زیر سایه‌ی درخت پرتقال خانه‌ی احمد


                و نسکافه بخورند 


                    و بخندند به ریش همه‌ی شیوخ عرب 


                   من نسکافه نمی‌خورم! من نسکافه نمی‌خرم!


                   من حتی یک ریال نمی‌دهم


                    که بشود آن تکه سرب


                         که بشود یک قطره بنزین برای آن ماشین آهنی 


                         که بشود بند پوتین آن سرباز اسراییلی


                       من نسکافه نمی‌خورم!


                        و نسکافه فقط همان یک فنجان قهوه نیس 


                       همان پیراهنی است که تو پوشیده‌ای


                      و من پوشیده‌ام 


                        همان گوشی موبایلی است که تو خریدی 


                     و برای خریدنش سیصد و پنجاه‌هزار تومان بدهکار شدی


                     من نسکافه نمی‌خورم!


¤ نویسنده: کانون معراج

نوشته های دیگران ( )

ساعت 12:49 صبح جمعه 16/1/1387

 



 


آرام باش... آرام... شب هنگام سر بر بالین خود بگذار و آسوده بخواب!


آسوده بخواب مانند طفلان معصوم فلسطینی که شب آرام می خوابند!!! مبادا فکر کنی که کمک می خواهند، نه این صدای غزه نیست. گوشهایت را محکم بگیر تا نشنوی، چشمهایت را ببند تا از تلویزیون کودکان مظلوم و به خاک و خون افتاده فلسطینی را نبینی. نه؛ عیبی ندارد، نگاه کن. یادم رفته بود که عادت کرده ای که ببینی کودکان و زنان فلسطینی زیر لگد وحشیانه صهیونیستها به خاک و خون می غلطند. مبادا وقتی که موهای دخترک فلسطینی را در چنگال سرباز وحشی اسرائیلی می بینی یاد کربلا بیفتی، مبادا تعریف تو از عاشورا و کربلا جز گریه کردن و سینه زدن چیز دیگری باشد، مبادا فکر کنی که حسین یعنی مبارزه با ظلم در اوج مظلومیت و غریبی تا آخرین نفر و تا آخرین نفس. آسوده باش... آرام بخواب... مبادا شور حسینی تو را به تشویش بیندازد  و فکر کنی غزه همان کربلاست و آن صدا از کربلا می آید. کیست مرا یاری کند؟


آری آنها سنی اند و تو شیعه ای. بگذار سربازهای وحشی اسرائیل آنها را سلاخی کنند و ابر مرد شمشیر علی جان! وقتی خلخال از پای زنی در پناه اسلام بیرون کشیدند تو نگاه به دین آن زن نکردی که یهودی بود یا مسیحی، فرمودی اگر از این پس مسلمانی از غم این حادثه بمیرد چه جای ملامت است و کجاست غیرت شیعه؟ چه اهمیتی دارد که غزه تنها نیروگاه برق خود را از دست داده و زندگی بر مردان و زنانش سخت تر از قبل شده، چه عیبی دارد امکانات دارویی به غزه نمی رسد و اصلا مگر مهم است که مواد غذایی در غزه پیدا نمی شود. از دروازه های رفح چه خبر! علی جان قرآن ناطق بودی پس ببین قرآن حاشیه جامعه ما و قرآن زیر پای سربازان وحشی اسرائیلی را.


قل انما اعظکم بواحده ان تقوموا للله مثنا و فرادا


اذن للذین یقاتلون بانهم ظلموا (حج 39)


و قاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم (بقره 190)


اخرجوهم حیث اخرجوکم (بقره 191)


این آیه های قرآن ما نیست. معلوم نیست کدام قرآن را می خوانی؛ قرآن حسین(ع) یا قرآن یزید. نگران نباشیم. شب آسوده بخوابیم...


یا ایها المسلمون!!! بیایید با هم سکوت کنیم. نکند کسی غیرتی داشته باشد و حرفی بزند مغایر با حقوق بشر اسرائیلی. اصلا بیایید کمک کنیم به اسرائیل. بگذار با کمپانی شل قرارداد نفتی بنویسیم و بعد دم از قطع صدور نفت به اسرائیل بزنیم. بیایید با نوشیدن پپسی و کوکاکولا سرب گلوله های اسرائیلی را به قلب فلسطینیان بنشانیم و بعد چه عیبی دارد با نوکیا عکسهای بدنهای پاره پاره شهدای غزه را ببینیم و آرام نستله و قهوه داغ اسرائیلی بخوریم و داغ بر دل کودکان فلسطینی بگذاریم. مسلمانی یعنی همین!!!


اگر مسلمان نیستید پس آزاده باشید. تا وقتی مسلمانی کالاهای اسرائیلی و حامی اسرائیل می خرد، گرگهای اسرائیل خیالشان از پاره پاره کردن فلسطینیان آرام و آسوده است. ولی من آسوده نمی خوابم، سکوت نمی کنم، بی تفاوت نیستم، به آنها بگویید که اگر در مقابل دینمان بایستند در برابر همه دنیای آنها خواهیم ایستاد و به آنها بگویید ما فرزندان خمینی از ایران تا کربلا و تا قدس همگی ایستاده می میریم.


الا ان حزب الله هم الغالبون


¤ نویسنده: کانون معراج

نوشته های دیگران ( )

ساعت 12:0 صبح پنجشنبه 15/1/1387

کانون فرهنگی معراج تقدیم می کند


علاقمندان می توانند جهت عضویت در بخشهای کانون به ادرس زیر مراجعه کنند


مشهد- میدان بیت المقدس - کوچه عیدگاه مسجد و حسینیه متعمد کانون فرهنگی معراج


بخشهای عضویت در کانون که مشغول به کار هستند


بانک سی دی : نرم افزار - سی دی های مداحی - فیلم و سخنرانی......


بانک نوار : نوارهای قرانی - مذهبی -سخنرانی .......


کتابخانه : انواع کتابهای داستانی - ادبی - علمی.......


تربیت بدنی : برگزاری مسابقات ورزشی در مناسبتهای مختلف


نشریات کانون : نشریه جوانان و نوجوانان


منتظر شما عزیزان هستیم جهت مکاتبه تلفنی با شماره زیر تماس بگیرید


3680823-0511


¤ نویسنده: کانون معراج

نوشته های دیگران ( )

ساعت 12:0 صبح پنجشنبه 15/1/1387

با عرض سلام خسته نباشید خدمت همه عزیزان


 به وبلاگ کانون فرهنگی معراج خوش آمدید


لطفا نظرات خود به امیل کانون ارسال کنید


 


www.mearajnoor_2008@yahoo.com


¤ نویسنده: کانون معراج

نوشته های دیگران ( )

ساعت 12:0 صبح پنجشنبه 15/1/1387

به ما نگفتند . . . ؟


راستش را به ما نگفتند یا لااقل همه راست را به ما نگفتند.


گفتند : تو که بیایی خون به پا می کنی، جوی خون به راه می اندازی و از کشته پشته می سازی و ما را از ظهور تو ترساندند. درست مثل اینکه حادثه ای به شیرینی تولد را کتمان کنند و تنها از درد زادن بگویند.


ما از همان کودکی، تو را دوست داشتیم. با همه فطرتمان به تو عشق می ورزیدیم و با همه وجودمان بی تاب آمدنت بودیم.


عشق تو با سرشت ما عجین شده بود و آمدنت، طبیعی ترین و شیرین ترین نیازمان بود.


اما... اما کسی به ما نگفت، چه گلستانی می شود جهان، وقتی که تو بیایی، همه، پیش از آنکه نگاه مهرگستر و دستهای عاطفه تو را توصیف کنند، شمشیر تو را نشانمان دادند.


آری برای اینکه گلها و نهالها رشد کنند باید علفهای هرز را وجین کرد و این جز با داس برنده و سهمگین ممکن نیست.


آری، برای اینکه مظلومان تاریخ، نفسی به راحتی بکشند، باید پشت و پوزة ظالمان و ستمگران را به خاک مالید و نسلشان را از روی زمین برچید.


آری، برای اینکه عدالت بر کرسی بنشیند، هر چه تخت ستم آلوده سلطنت را باید واژگون کرد و به دست نابودی سپرد و آنها همه، همان معجزه ای است که تنها از دست تو برمی آید و تنها با دست تو محقق میشود.


اما مگر نه اینکه هم مقدمه است برای رسیدن به بهشتی که تو بانی آنی، آن بهشت را کسی برای ما ترسیم نکرد.


کسی به ما نگفت که آن ساحل امید که در پس این دریای خون نشسته است، چگونه ساحلی است ؟!


کسی به ما نگفت که وقتی تو بیایی : پرندگان در آشیانه های خود جشن می گیرند و ماهیان دریاها شادمان می شوند و چشمه ساران می جوشند و زمین چندین برابر محصول خویش را عرضه می کند.


به ما نگفتند که وقتی تو بیایی : دلهای بندگان را آکنده از عبادت و اطاعت می کنی و عدالت بر همه جا دامن می گسترد و خدا به واسطه تو دروغ را ریشه کن می کند و خوی ستمگری و درندگی را محو می سازد و طوق ذلت و بردگی را از گردن خلایق بر می دارد.


به ما نگفتند که وقتی تو بیایی : اموال را چون سیل، جاری می کنی و بخشش های کلان خویش را هرگز شماره نمی کنی.


به ما نگفتند که وقتی تو بیایی : هیچ کس فقیر نمی ماند و مردم برای صدقه دادن به دنبال نیازمند می گردند و پیدا نمی کنند، مال را به هر که عرضه می کنند، می گوید : بی نیازم.


ای محبوب ازلی و ای معشوق آسمانی !


ما بی آنکه مختصات آن بهشت موعود را بدانیم و مدینه فاضله حضور تو را بشناسیم تو را دوست می داشتیم و به تو عشق می ورزیدیم. که عشق تو با سرشت ها عجین شده بود


و آمدنت طبیعی ترین و شیرین ترین نیازمان بود.


ظهورت بی تردید بزرگترین جشن عالم خواهد بود و عاقبت جهان را


ختم به خیر خواهد کرد.


کلک مشاطه صنعش نکشد نقش مراد


هر که اقرار بدین حسن خداداد نکرد


 


¤ نویسنده: کانون معراج

نوشته های دیگران ( )

   1   2      >
3 لیست کل یادداشت های این وبلاگ

خانه
وررود به مدیریت
پست الکترونیک
مشخصات من
 RSS 

:: بازدید امروز ::
2
:: بازدید دیروز ::
7
:: کل بازدیدها ::
1481

:: درباره من ::

معراج نور


:: لینک به وبلاگ ::

معراج نور

::پیوندهای روزانه ::

:: فهرست موضوعی یادداشت ها::

ایثار و شهادت[23]

:: آرشیو ::

حرفهای به یاد ماندنی [3]
یاد ایام
آلبوم تصاویر رهبری

:: موضوعات وبلاگ ::

جامعه
مذهب
انقلاب اسلامی
اخلاق و عرفان

:: اوقات شرعی ::

::وضعیت من در یاهو ::

یــــاهـو

:: خبرنامه وبلاگ ::

نام:

ایمیل:

 

:: موسیقی ::

 

 

 

 

 

 

 

tarahi-p blog